غزل شمارهٔ ۲۷۴۴

غزلیات

روز طرب است و سال شادی
کامروز به کوی ما فتادی

تاریکی غم تمام برخاست
چون شمع در این میان نهادی

اندیشه و غم چه پای دارد
با آن قدح وفا که دادی

ای باده تو از کدام مشکی
وی مه به کدام ماه زادی

مستی و خوشی و شادکامی
سلطان دلی و کیقبادی

و آن عقل که کدخدای غم بود
از ما ستدی به اوستادی

شاباش که پای غم ببستی
صد گونه در طرب گشادی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}