غزل شمارهٔ ۲۷۵۴

غزلیات

روزی که مرا ز من ستانی
ضایع مکن از من آنچ دانی

تا با تو چو خاص نور گردم
آن نور لطیف جاودانی

تا چند کنم ز مرگ فریاد
با همچو تو آب زندگانی

گر مرگم از او است مرگ من باد
آن مرگ به از دم جوانی

از خرمن خویش ده زکاتم
زان خرمن گوهر نهانی

منویس بر این و آن براتم
بگذار طریق امتحانی

خاموش ولی به دست تو چیست
باران آمد تو ناودانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}