غزل شمارهٔ ۲۹۰۶

غزلیات

گوید آن دلبر که چون همدل شدی
با هوس همراه و هم منزل شدی

از میان نقش‌ها پنهان شدی
در جهان جان‌ها حاصل شدی

هم برآوردی سر از لطف خدا
هم به شمشیر خدا بسمل شدی

پیش آتش رو تو از نقصان مترس
چونک از آتش چنین کامل شدی

عشرت دیوانگان را دیده‌ای
ننگ بادت باز چون عاقل شدی

چون نه‌ای حیوان چه مست سبزه‌ای
چون نمردی چون در آب و گل شدی

آستین شه صلاح الدین بگیر
ور نگیری باطل باطل شدی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}