غزل شمارهٔ ۲۹۲۹

غزلیات

ای خیالی که به دل می‌گذری
نی خیالی نی پری نی بشری

اثر پای تو را می‌جویم
نه زمین و نه فلک می‌سپری

گر ز تو باخبران بی‌خبرند
نه تو از بی‌خبران باخبری

مونس و یار دلی یا تو دلی
تو مقیم نظری یا نظری

ایها الخاطر فی مکرمه
قف زمانا بخداء البصر

لا تعجل به مرور و نوی
بدل اللیل بضؤ السحر

حسن تدبیرک قد صاغ لنا
الهیولی به حسان الصور

گر صور جان و هیولی خرد است
عشق تو دیگر و تو خود دگری

این هیولی پدر صورت‌هاست
ای تو کرده پدران را پدری

نی هیولای همه آبی بود
چه کند آب چو آبش ببری

گر هیولا و صور جان افزاست
دگرم عشوه مده تو دگری

از هیولا است صور ریگ روان
ریگ را هرزه چرا می‌شمری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}