غزل شمارهٔ ۳۰۲۷

غزلیات

نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری

آن پریی کز رخش گشت بشر چون ملک
یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری

تربیت آن پری چشم بشر باز کرد
یافته دیو و ملک گوهر جان زان پری

ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد
گشت پری آدمی هم شد انسان پری

دیده جان شمس دین مفخر تبریز و جان
شاد ز عشق رخش شادتر از جان پری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}