غزل شمارهٔ ۳۰۴۶

غزلیات

چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
چو صیقلی غم‌ها را ز آینه رندیدی

چه جامه‌ها دردادی چه خرقه‌ها دزدیدی
چه گوش‌ها بگرفتی به عیش دان بکشیدی

چه شعله‌ها برکردی چه دیک‌ها بپزیدی
چه جس‌ها بگرفتی چه راه‌ها پرسیدی

ز عقل کل بگذشتی برون دل بدمیدی
گشاد گلشن و باغی چو سرو تر نازیدی

اگر چه خود سرمستی دهان چرا بربستی
قلم چرا بشکستی ورق چرا بدریدی

چه شاخه‌ها افشاندی چه میوه‌ها برچیدی
ترش چرا بنشستی چه طالب تهدیدی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}