غزل شمارهٔ ۳۱۴۲

غزلیات

حکم نو کن که شاه دورانی
سکه تازه زن که سلطانی

حکم مطلق تو راست در عالم
حاکمان قالب‌اند و تو جانی

آن چه شاهان به خواب می‌جستند
چون مسلم شدت به آسانی

همه مرغان چو دانه چین تواند
تو همایی میان مرغانی

بر سر آمد رواق دولت تو
ز آن که تو صاف صاف انسانی

برتر آید ز جان ملک و ملک
گر دهی دل به روح حیوانی

شرط‌ها را ز عاشقان برگیر
که تو احوال شان همی‌دانی

دام‌ها را ز راه شان بردار
خواه تقدیر و خواه شیطانی

تا شوم سرخ رو در این دعوی
که تو چون حق لطیف فرمانی

شمس تبریز رحمت صرفی
ز آن که سر صفات رحمانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}