غزل شمارهٔ ۳۱۷۵

غزلیات

کار به پیری و جوانیستی
پیر بمردی و جوان زیستی

بانگ خر نفست اگر کم شدی
دعوت عقل تو مسیحیستی

گر نبدی خندهٔ صبح کذوب
هیچ دلی زار بنگریستی

گر بت جان روی نمودی به ما
جملهٔ ذرات چو ما نیستی

گر توی تو نفسی کاستی
همچو تو اندر دو جهان کیستی؟!

گر نبدی غیرت آن آفتاب
ذره به ذره همه ساقیستی

دانه من از کاه جدا کردمی
گر کفه را هیچ تناهیستی

مار اگر آب وفا یافتی
در دل آن بحر چو ماهیستی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}