بخش ۲۶ - ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز

زبور عجم

ساقیا بر جگرم شعلهٔ نمناک انداز
دگر آشوب قیامت به کف خاک انداز

او بیک دانهٔ گندم به زمینم انداخت
تو بیک جرعه آب آنسوی افلاک انداز

عشق را باده مرد افکن و پرزور بده
لای این باده به پیمانه ادراک انداز

حکمت و فلسفه کرده است گران خیز مرا
خضر من از سرم این بار گران پاک انداز

خرد از گرمی صهبا بگدازی نرسید
چارهٔ کار به آن غمزه چالاک انداز

بزم در کشمکش بیم و امید است هنوز
همه را بی خبر از گردش افلاک انداز

میتوان ریخت در آغوش خزان لاله و گل
خیز و بر شاخ کهن خون رگ تاک انداز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}