بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارم

زبور عجم

هوای خانه و منزل ندارم
سر راهم غریب هر دیارم

سحر می گفت خاکستر صبا را
«فسرد از باد این صحرا شرارم

گذر نرمک ، پریشانم مگردان
ز سوز کاروانی یادگارم»

ز چشمم اشک چون شبنم فرو ریخت
که من هم خاکم و در رهگذارم

بگوش من رسید از دل سرودی
که جوی روزگار از چشمه سارم

ازل تاب و تب پیشنیهٔ من
ابد از ذوق و شوق انتظارم

میندیش از کف خاکی میندیش
بجان تو که من پایان ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}