بخش ۵۲ - جانم در آویخت با روزگاران

زبور عجم

جانم در آویخت با روزگاران
جوی است نالان در کوهساران

پیدا ستیزد پنهان ستیزد
ناپایداری با پایداران

این کوه و صحرا این دشت و دریا
نی راز داران نی غمگساران

بیگانهٔ شوق بیگانهٔ شوق
این جویباران این آبشاران

فریاد بی سوز فریاد بی سوز
بانگ هزاران در شاخساران

داغی که سوزد در سینهٔ من
آن داغ کم سوخت در لاله زاران

محفل ندارد ساقی ندارد
تلخی که سازد با بیقراران

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}