بخش ۷۴ - ز سلطان کنم آرزوی نگاهی

زبور عجم

ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
مسلمانم از گل نسازم الهی

دل بی نیازی که در سینه دارم
گدا را دهد شیوهٔ پادشاهی

ز گردون فتد آنچه بر لالهٔ من
فرو ریزم او را به برگ گیاهی

چو پروین فرو ناید اندیشهٔ من
به دریوزهٔ پرتو مهر و ماهی

اگر آفتابی سوی من خرامد
به شوخی بگردانم او را ز راهی

به آن آب و تابی که فطرت ببخشد
درخشم چو برقی به ابر سیاهی

ره و رسم فرمانروایان شناسم
خران بر سر بام و یوسف به چاهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}