بخش ۷۷ - فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است

زبور عجم

فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
نگاه او بتماشای این کف خاک است

گمان مبر که بیک شیوه عشق می بازند
قبا بدوش گل و لاله بی جنون چاک است

حدیث شوق ادا میتوان بخلوت دوست
به ناله ئی که ز آلایش نفس پاک است

توان گرفت ز چشم ستاره مردم را
خرد بدست تو شاهین تند و چالاک است

گشای چهره که آنکس که لن ترانی گفت
هنوز منتظر جلوهٔ کف خاک است

درین چمن که سرود است و این نوا ز کجاست
که غنچه سر بگریبان و گل عرقناک است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}