بخش ۱۳۰ - باز این عالم دیرینه جوان می‌بایست

زبور عجم

باز این عالم دیرینه جوان می‌بایست
برگ کاهش صفت کوه گران می‌بایست

کف خاکی که نگاه همه‌بین پیدا کرد
در ضمیرش جگر آلوده فغان می‌بایست

این مه و مهر کهن راه به جایی نبرند
انجم تازه به تعمیر جهان می‌بایست

هر نگاری که مرا پیش نظر می‌آید
خوش نگاری‌ست ولی خوش‌تر از آن می‌بایست

گفت یزدان که چنین است و دگر هیچ مگو
گفت آدم که چنین است چنان می‌بایست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}