بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن

دفتر سوم

نوح اندر بادیه کشتی بساخت
صد مثل‌گو از پی تسخیر بتاخت

در بیابانی که چاه آب نیست
می‌کند کشتی چه نادان و ابلهیست

آن یکی می‌گفت ای کشتی بتاز
و آن یکی می‌گفت پرش هم بساز

او همی‌گفت این به فرمان خداست
این بچربکها نخواهد گشت کاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}