بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه

دفتر چهارم

این بیابان خود ندارد پا و سر
بی‌جواب نامه خسته‌ست آن پسر

کای عجب چونم نداد آن شه جواب
یا خیانت کرد رقعه‌بر ز تاب

رقعه پنهان کرد و ننمود آن به شاه
کو منافق بود و آبی زیر کاه

رقعهٔ دیگر نویسم ز آزمون
دیگری جویم رسول ذو فنون

بر امیر و مطبخی و نامه‌بر
عیب بنهاده ز جهل آن بی‌خبر

هیچ گرد خود نمی‌گردد که من
کژروی کردم چو اندر دین شمن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}