شمارهٔ ۵

غزلیات

آن خال عنبرین که نگارم به رو زده
دل می‌برد از آنکه به وجه نکو زده

قصاب‌وار مردم چشمم به چابکی
مژگان قناره کرده و دل‌ها بر او زده

در کوزه آب پیش لبش در چکی چکیست
ورنه ز دسته دست چرا در گلو زده

عشاق سربه‌سر همه دیوانه گشته‌اند
تا او گره به سلسله مشکبو زده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}