اقبال لاهوری
بخش ۲۳۲ - دل اندر سینه گوید دلبری هست
ارمغان حجاز
دل اندر سینه گوید دلبری هست
متاعی آفرین غارتگری هست
به گوشم آمد از گردون دم مرگ
«شکوفه چون فرو ریزد بری هست»
اقبال لاهوری
ارمغان حجاز
دل اندر سینه گوید دلبری هست
متاعی آفرین غارتگری هست
به گوشم آمد از گردون دم مرگ
«شکوفه چون فرو ریزد بری هست»
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}