بخش ۲۰ - شاهنشاهی سیروس اعظم

نامهٔ باستان

چو نامه به سیروس فرخ رسید
سپاهی سوی اکبتان برکشید

به یک حمله کرد اژدها را اسیر
سپاه مدی شد زآورد سیر

نیا را به استرخ در جای داد
شب و روز او را همی داشت شاد

کی آرش که بد نامور خال شه
به هر کار می جست اقبال شه

گرفت آن گهی دختر اسپتام
که خواندند خود اسپنویش بنام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}