بخش ۴۵ - شاهنشاهی ارزاس

نامهٔ باستان

بیاراست پس تاج الماس را
نشانید بر تخت ارزاس را

که شه را یکی پور بد خردسال
دگر دوده را کشت آن بد سگال

چو سالی دو ارزاس شاهی نمود
به دل کینه با گواسش فزود

چو آگه شد ارزاس را هم بکشت
همه تخت شاهیش آمد به مشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}