شمارهٔ ۱

غزلیات

به چشم مست، ز هستی ربوده ای ما را
ز یک نگاه، به عالم نموده ای ما را

ز ره برد غرض آلوده حرف غیر،ترا
هزار بار اگر آزموده ای ما را

چه شد که بر سر بالین ما نمی آیی؟
به حال مرگ همانا شنوده ای ما را

ز بس که خوش حرکاتی ز التفات رقیب
به دل هزار محبت فزوده ای ما را

ز فکر حال تو میلی همیشه دلتنگیم
مگر دمی که به خاطر نبوده ای ما را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}