شمارهٔ ۵

غزلیات

سازد خموش تا من حسرت فزوده را
گوید شنیده ام سخن ناشنوده را

رنجیده بی گنه ز من آن تند خو و من
دارم صد انفعال، گناه نبوده را

دل جمع کرده از گله ام، بس که پیش او
می بندداضطراب، زبان گشوده را

تا زودتر حکایت شوقم شود تمام
پرسش نمی کند سخن ناشنوده را

میلی، گر امتحان کنی، از خود خجل شوی
آن پر فریب دشمن ناآزموده را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}