شمارهٔ ۳۸

غزلیات

ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
خجالت دل امیدوار نزدیک است

دلم ز وصل تسلی نمی‌شود امروز
اگر غلط نکنم، هجر یار نزدیک است

ز من گذشته و از جذبه محبت من
عنان کشیدن آن شهسوار نزدیک است

زمان زمان شود افزون امید آمدنش
اگرچه مردنم از انتظار نزدیک است

ز تاب باده چو ساغر به روی غیر مخند
که باز گریه بی اختیار نزدیک است

به وقت مردن ازان دست و پا زند میلی
که بحر زندگی‌اش را کنار نزدیک است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}