شمارهٔ ۵۶

غزلیات

در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
وز ششدر غم تو امید گشاد نیست

در دشت شوق بس که به سر بردم، آن چنان
گم گشت نام من که مرا هم به یاد نیست

دادیم جان و دل ز خم زلف او نرست
مردیم و کار بسته ما را گشاد نیست

از بس که نم گرفت زمین زآب دیده‌ام
در وادی بلا اثر از گردباد نیست

میلی به نامرادی عشق تو جان سپرد
گویا به باغ عشق، نهال مراد نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}