شمارهٔ ۸۳

غزلیات

گر یار به سوی دیگران رفت
سوی دگر نمی‌توان رفت

فریاد که مدعی ز پیشم
با قاصد یار،‌ همزمان رفت

نشناخت ز مستی‌اش همانا
کزپیش رقیب سرگران رفت

تا درد دلم نگیرد آرام
از بزم تو مدعی نهان رفت

میلی نتوان ازو خبر یافت
از بس که به بزم این وآن رفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}