شمارهٔ ۸۵

غزلیات

زپا فتاده‌ام و سر بر آستانه اوست
فسانه گشته‌ام و بر زبان فسانه اوست

گمان آنکه ز عشقم هنوز بی‌خبر است
مرا زهمرهی بی‌تکلّفانه اوست

به هر طرف که نمایم عزیمت رفتن
چو نیک در نگرم، رو به سوی خانه اوست

دهد نشستن یار آن‌چنان ز رفتن یاد
که نانشسته مرا گوش بر بهانه اوست

دمی که دست ندامت به هم زند میلی
شود به ناله تسلی، مگر ترانه اوست؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}