شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

تا فاش شود راز دلم، بی‌خبری چند
گویند ازو بهر فریبم خبری چند

هر روز دهد حسن ترا رونق دیگر
کیفیت نظّاره صاحب‌نظری چند

یا منع کن ای ناصحش از رفتن هر بزم
یا درگذر از سرزنش دربه‌دری چند

آسودگی بزم وصالش ننماید
گر در ره این کعبه نباشد خطری چند

نشنیده جواب تو برم نامه برآید
بی‌تابی من بیند و سازد خبری چند

صد ناوک غیرت شکند در دل میلی
خاری که خلد در جگر بی‌جگری چند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}