شمارهٔ ۱۸۷

غزلیات

گر بشنوم که سوی رقیبان روی دگر
جایی روم که نام مرا نشنوی دگر

دیدی که شد به رغم تو از دیگری رقیب
امروز اگر ز من نشوی، کی شوی دگر؟

سر داده‌ای کهن سگ زنجیر خویش را
دلبسته کدام اسیر نوی دگر؟

با الفت چنان، گنهم آن قدر نبود
کز من جدا شوی و به من نگروی دگر

میلی ز اشک خود، طمع بهره‌ای مدار
تخمی که کشته‌ای به زمین، ندروی دگر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}