شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

ز نومیدی وعده افسرده بودم
گر امشب نمی‌آمدی مرده بودم

به مردم اگر شکوه‌ای کردم از تو
میاور به رویم که آزرده بودم

چو تنها رسیدی، خجل گشتم از تو
که همراه غیرت گمان برده بودم

ازان سرگران از رقیبان گذشتم
که در بزم او ساغری خورده بودم

من آن گلبن حسرتم همچو میلی
که در گلشن وصل،پژمرده بودم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}