شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

بر خویش نهد تهمت غمخوارگی من
تا غیر شود در پی آوارگی من

مشغول به نظاره اویم من رسوا
چندان،‌ که جهانی شده نظّارگی من

خجلت‌زده گشتیم من و چاره‌گر از هم
از بس که فرومانده به بیچارگی من

دل جمع ز باز آمدنم کرده مرانم
اندیشه کن از رفتن یکبارگی من

میلی دهد از رشک فریبم به می و جام
تا یافته کیفیت خونخوارگی من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}