شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

جفای یار، چنان برده اعتبار از من
که غیر آید و پرسد نشان یار از من

جواب نامه شوقم حدیث نومیدی‌ست
که قاصد آمد و بگذشت شرمسار از من

مرض عشقم و بیماری‌ام چنان صعب است
که نیست غیر اجل، کس امیدوار از من

امیدواری میلی به صبر بود و کنون
که در میان بلایم، کند کنار از من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}