شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

با آنکه آزموده ترا دردمند تو
هر دم فریب می‌خورد از زهرخند تو

باشد هم از فریب محبت که افکند
خود را به دست و پای اسیران، کمند تو

از بس که می‌کشند ز هر سو کمند شوق
در هیچ‌جا قرار ندارد سمند تو

از شرم، سر به پیش فکندیّ و بی‌خبر
نتوان گرفت دامن سرو بلند تو

مشکل شود به این‌همه خواریّ و ناکسی
میلی پسند خاطر مشکل‌پسند تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}