شمارهٔ ۲۸۱

غزلیات

قصدم به غمزه ستم‌انگیز می‌کنی
هر دم به خون من مژه را تیز می‌کنی

دل داردم به جان ز تپیدن، عجب خوش است
گر فکر او به غمزه خونریز می‌کنی

نومیدی‌ام ببین که به کین می‌دهم قرار
با من چو جنگ مصلحت‌آمیز می‌کنی

افسرده چون شوم ز تو، کز یک نگاه گرم
بازار آرزوی مرا تیز می‌کنی

میلی دمد گیاه بلا از زمین عشق
چون رو درین زمین بلاخیز می‌کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}