شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات

بعد از نگاه گرم، تبسم نمی‌کنی
ما را امیدوار تکلم نمی‌کنی

در آتشند اهل محبت ز رشک هم
بر هیچ‌یک اگرچه ترحم نمی‌کنی

از جذبه کمند محبت که دلکش است
هرگز ره خرابه ما گم نمی‌کنی

افکنده‌ام ترا به زبانها و خوشدلم
کز شرم آن، نگاه به مردم نمی‌کنی

میلی، شود زیاده به رغم تو ظلم او
دیوانه‌ای که ترک تظلم نمی‌کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}