شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

چنین به اهل وفا خشمگین چرا شده‌ای
سگ توایم،‌ به ما این چنین چرا شده‌ای

حدیث مدعیان گر نکرده‌ای باور
به تازه بر سر بیداد و کین چرا شده‌ای

سر وفا چو نداری، چرا نمی‌گویی
که آفت دل و آشوب دین چرا شده‌ای

تو بر سر غضبی با من و درین فکرم
که رنجه از من اندوهگین چرا شده‌ای

اگر نه میل فراغت بود ترا میلی
به کنج غم، به اجل همنشین چرا شده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}