قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴

قصاید

این دهر باشگونه چو بستیزد
شیر ژیان به‌دام درآویزد

مرد دژ آگه آن بود و دانا
کز مکر او به وقت بپرهیزد

با آنک ازو جدا شود او فردا
امروز خود به طبع نیامیزد

زین زال دور باش که او دایم
چون گربه شوی جوید و برخیزد

از بهر چه دوی سپس جفتی
کو روز و شب همی ز تو بگریزد؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}