قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷

قصاید

کسی پر خانه دشتی دید هرگز
نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟

دو لشکر صف‌زده در خانه‌هاشان
پس هر لشکری یکی مجاهز

وزیر و شاه و پیلان و سواران
ستاده بر طرف‌ها دو مبارز

پیاده با سواران جمله بی‌جان
وزیر و شاه بی‌فرمان و عاجز

به زخم و بند و کشتن گشته مشغول
نه آنجا گرد و خون و نه هزاهز

نه از خانه برون رفت آنکه بگریخت
نه خونی را دیت بایست هرگز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}