نجمالدین رازی
شمارهٔ ۱۴
رباعیات
آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست
هم با سر گریه ای که چشمم را خوست
خون دلم از هر مژه کز پلک فروست
سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست
نجمالدین رازی
رباعیات
آمد شب و بازگشتم اندر غم دوست
هم با سر گریه ای که چشمم را خوست
خون دلم از هر مژه کز پلک فروست
سیخی است که پاره ای جگر بر سر اوست
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}