شمارهٔ ۲۵

غزلیات

بر آستان بنشین گر بخانه راهی نیست
کجا روی که جز این آستان پناهی نیست

اگر بشهد نوازد و گر بزهر کشد
بغیر خوان عطایش حواله گاهی نیست

بهر گناهم سد عذر اگر بود شاید
مرا که جز کرم دوست عذر خواهی نیست

در انتظار شفاعت ستاده خواجه بحشر
خجل ز خاک بر آیی گرت گناهی نیست

غرور حسن ترا خط مگر علاج کند
که در زمانه بدین خاصیت گیاهی نیست

سراغ مشرق و مغرب مپرس در ره عشق
که هر طرف گذری جز بدوست راهی نیست

وصال مهر طمع داری ای نشاط زدور
ترا بجانب او طاقت نگاهی نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}