شمارهٔ ۷۰

غزلیات

نوبت خرمی بستان است
عهد سرو و سمن و ریحان است

نرگس از خواب مگر دیده گشود
که بر آن ژاله گلاب افشان است

با صبا نفخه ای از زلف نگار
یا شمیمی ز نگارستان است

شاد زی شاد کز ابر کرمت
دهر گلزار و جهان بستان است

فارغ از حادثه ی دوران باش
که نگهبان تو خود دوران است

کرم عام تو عامیست بخلق
که شهورش همگی نیسان است

تو بنخجیر شتابان و قضا
از پی خصم تو در میدان است

تو بگلزار خرامان و قدر
نایب حکم تو در دیوان است

غم که از دوست بود به ز نشاط
درد کز دوست بود درمان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}