شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات

تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد
جان که جانانش نباشد تن بی‌جان باشد

آنکه در صورت انسان که منم حیران نیست
حیوانیست که در صورت انسان باشد

دردم از کیست مپرسید، بپرسید که کیست
آن که بر گریهٔ من بیند و خندان باشد

دل مجموع در این جمع نبینم به کسی
مگر آن کس که ز یاد تو پریشان باشد

هوشمندان به صد اندیشه ز هم نگشایند
مشکلی را که به یک جرعه می آسان باشد

گنج و رنج و غم و شادی جهان در گذرند
عاقل آن بِه که در اندیشهٔ پایان باشد

یا رب این شاه کرم‌پرور درویش‌نواز
تا جهان است جهان‌دار و جهان‌بان باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}