شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوش
سروش غیب به گوشم نهفته گفت خموش

وجود تو همه فقر است و ذات او همه جود
نیاز تو همه نطق است وجود او همه گوش

اگر به نوش عتاب آیدت به خاک بریز
و گر به نیش خطاب آیدت به ذوق بنوش

جمال او همه حسن است از نقاب برآر
وجود تو همه عیب است در حجاب بپوش

نشاط را به رخ دوست دیده باز و هنوز
حکیم از پی عقل و فقیه پیرو هوش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}