شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
برد دوست نشینیم و قراری گیریم

روزکی چند نظر بر رخ یاری فکنیم
شبکی چند سر زلف نگاری گیریم

آرزوی سر از آن پا بقدومی طلبیم
مقصد دیده از آن در بغباری گیریم

چند بیهوده توان برد بسر عمر عزیز
جهدی ای دل که ازین پس پی کاری گیریم

عقل نگذاشت تنی را بسپاهی شکنیم
عشق کو عشق که ملکی بسواری گیریم

صید گاهی خوش و یاران همه غافل بشتاب
تا سمندی بجهانیم و شکاری گیریم

دوست گر دست به بیداد کند باز نشاط
عشق را با هوس آنگاه عیاری گیریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}