شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

نه هشیارم توان گفتن نه مستم
که هم پیمانه هم پیمان شکستم

ز پا افکنده ام خود را در این دشت
مگر روزی رسد دستی بدستم

کرا تا سوی من افتد گذر باز
بسد امید در راهی نشستم

نمیدانم تویی یا من در این بزم
همی بینم که خود را می پرستم

تو خواهی بود و تو بودی تو هستی
نخواهم بود و نه بودم نه هستم

زیمن همت شاه جهان نیست
عجب گر زین جهان بینم که رستم

ز پا افتادگان را دستگیری
بگیر ای لطف شاهنشاه دستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}