شمارهٔ ۱۹۲

غزلیات

شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
غم سی روزه به یک جرعه ز دل برگیریم

دور ماه فلک امروز به پایان آمد
وقت آنست که دور قدح از سر گیریم

سبحه و خرقهٔ سالوس به یک سو فکنیم
راه رندان قدح نوش قلندر گیریم

شستشویی به رخ از چشمهٔ حیوان جوییم
به کف آیینه بر آیین سکندر گیریم

تا به دیدار ظفر دیده منور گردد
سرمه از خاک در شاه مظفر گیریم

دوستان را همه لب بر لب ساغر گیریم
دشمنان را همه سر بر سر خنجر گیریم

خستگان را نبود تا خبری زود دلا
جایی اندر خم آن زلف معنبر گیریم

رخنه در کار غم افتاد نشاط از قدحی
قدحی تا که وجودش ز میان برگیریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}