شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم
که اگر تیغ زنی از تو حذر نتوانم

اگرم تلخ فرستی به حلاوت نوشم
اگرم غیب نویسی به ارادت خوانم

اگرم تاج دهی چاکر این درگاهم
اگرم سر طلبی شاکر این فرمانم

دگر از غم نگریزم که تویی غمخوارم
دگر از درد ننالم که تویی درمانم

گر برانی تو یکی بند به پا، مسکینم
گر بخوانی تو یکی چشمه‌طلب، عطشانم

گر تو دهقان منی گلبن رنگارنگم
گر تو بستان منی بلبل خوش الحانم

ذوق دیدار تو بس هم دل و هم دلدارم
خاک در بار تو بس هم سر و هم سامانم

بروم تا به کجا لطمه‌ی چوگان غمت
حالیا گوی‌صفت بر سر این میدانم

سوی جانان چو نظر می‌فکنم، جز جان نیست
چون به جان می‌نگرم نیست به‌جز جانانم

ناصح، از گفتن بیهوده مبر وقت نشاط
هر چه گویی تو چنانم من و سد چندانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}