شمارهٔ ۲۳۶

غزلیات

ساقیا برخیز کز پیمانه ای
داد دل گیریم از فرزانه ای

سنگ طفلان تا بکی بایست خورد
آخر ای دل تابکی دیوانه ای

زحمتی دارم ز غوغای خرد
ای دریغ از ناله ی مستانه ای

شیخم از مسجد چه غم بیرون کند
هست در بیرون در میخانه ای

سر خوش آن ساقی ببیندمست را
تا بنوشد خود ز می پیمانه ای

شمع اگر ز اول بسوزد خویشتن
سوختن بیندکی از پروانه ای

نیست بزم عاقلان جای نشاط
مسکنی سازیدش از ویرانه ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}