شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی
نیکو نتوان گفت که نیکو تر از آنی

در پیکر من روحی و در دیده ی من نور
نزدیکی و دوری و عیانی و نهانی

آشوب سر، آسیب خرد، آفت هوشی
آرام دل، آسایش تن، راحت جانی

در خاطر آگاه دلان معنی عقلی
در دیده ی صاحب نظران صورت جانی

آنرا که بنظاره ی روی تو فتد کار
هر بار دانی باید و هر لحظه روانی

وانرا که در اوصاف تو باشد سر گفتار
هر عضو لبی باید و هر موی زبانی

بد عهدی و جور از تو نکو روی نیاید
یا از اثر عهد شهنشاه جهانی

دارای جهان فتحعلی شه که مبادا
از خدمت او دور نشاط ارچه زمانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}