شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرماید

غزلیات

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته درین دفتر گفتیم و همین باشد
در جواب او

بخشد کهن آنکش نوپوشی ثمین باشد
یک نکته درین دفتر گفتیم و همین باشد

گرانکله چون خاتم آرم بسر انگشت
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

والا و مشلشل را قسمت ز ازل این بود
که‌این شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد

شد دلق جَرَزدانَش روزی و قبا چمته
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

کمخای خطائی گو هرکو به خطا بیند
نقشش نخرم ار خود صورتگر چین باشد

مشنو تو که سجاده دل برکند از مسواک
این سابقه پیشین تا روز پسین باشد

قاری به امید نو گو کهنه به در دربر
شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}