شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعه

غزلیات

مله را آستر خسقی و والا نرسد
همه کس را به جهان منصب والا نرسد

کس نپوشید به بالای قبا پیراهن
انکه را زیر بود جای به بالا نرسد

جامه صوف کتان گرچه بریسد باریک
کو مخوان نقش که در حسن به کمخا نرسد

دگمهائی که نهادند بمشکین والا
حقش آنست که لولوست به لالا نرسد

پیش جیب و یقه صوف مربع نازم
گرچه بر دامن او دست تمنا نرسد

اینچنین جوز گره کان ز معانی بستم
دانم از بخت بد ار زانکه به جوزا نرسد

قاری این شعر که در البسه درمیبافی
به معانی تو هر بی سر و بی پا نرسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}